انواع مهریه را بشناسید
در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران از سه نوع مهریه سخن به میان آمده و فقه شیعی مهرالسنه را به آنها افزوده است:

١. مَهرُ المُسمى: مهریه ای که میزان آن هنگام عقد نکاح، معین و از آن نام برده شده است. در مهرالمسمی اختیار تعیین مهریه ممکن است به دختر یا پسر یا شخص سومی که مورد رضایت طرفین است سپرده شود و منوط به تراضی طرفین یا رضایت آن شخص سوم است.
۲. مهرُ السُّنَّه (مهر محمدی): اگر مرد زن را طبق سنت پیغمبر تزویج کند، مهریه او پانصد درهم است؛ مهریهای که پیامبر اسلام برای همسران و دختران خود از جمله حضرت زهرا قرار میداد. در شرح لمعه قیمت پانصد درهم را پنجاه دینار تعیین کرده است. در جاهای دیگر آمده است که دینار برابر با یک مثقال شرعی طلاست. علت آنکه این مبلغ را مهرالسنة گویند، این است که رسول خدا این مبلغ را مهریه زنان و دختر خود قرار داده است. تعیین مهرالسنه برای مهریه مستحب است.
۳.مهر المثل : یعنی مهریهای مانند مهریه زنان هم شأن و هم ردیف او از لحاظ سن، زیبایی، تحصیلات، موقعیت خانوادگی و اجتماعی و مقتضیات زمان و مکان. مهرالمثل در زبان حقوقی، مهری است که مقدار آن، با رعایت حال زن از حیث شرافت و دیگر صفات و وضعیت او نسبت به مثل اقران، اقارب او و نیز معمول محل و ... در نظر گرفته شود.
۴. مهر المُتعَه : در ماده ۱۰۹۳ قانون مدنی آمده است؛ هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر، زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهرالمتعة است و اگر بعد از آن طلاق دهد، مستحق مهر المثل خواهد بود. در تعیین میزان مهرالمتعة، برخلاف مهرالمثل، استطاعت مرد در نظر گرفته میشود.
مهریه در قرآن کریم
همانگونه که بیان شد، اسلام مهریه را ابداع نکرد اسلام مهریه را به حالت فطری اش برگرداند. قرآن کریم در آیه «وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَىءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا» به سه نکته اساسی اشاره شده است:
١ . مهریه را با نام « صَدُقَة» یاد کرده است نه با نام مهر. صَدُقَة از مادهٔ صدق است و به مهریه از آن جهت صداق یا صدقه میگویند که نشانه راستین بودن علاقه مرد است.
۲. با ملحق کردن ضمیر «هُنَّ» به این کلمه میخواهد بفرماید که مهریه به خود زن تعلق دارد نه پدر و مادر؛ مهریه مزد بزرگ کردن و شیر دادن و نان دادن به او نیست.
۳. با کلمه «نحله» کاملاً تصریح میکند که مهریه هیچ عنوانی جز عنوان تقدیم، پیشکش، عطیه و هدیه ندارد.
مهریه یکی از نمونههایی است که زن و مرد با استعدادهای نامتشابهی آفریده شدهاند و قانون خلقت از لحاظ حقوق فطری و طبیعی، سندهای نامتشابهی به دست آنها داده است. اسلام در عین اینکه به زن استقلال اقتصادی در مقابل شوهر داده و برای شوهر هیچ حقی در مال زن و کار زن و معاملات زن قرار نداده آیین مهریه را منسوخ نکرده است. این خود میرساند که مهریه از نظر اسلام به خاطر این نیست که مرد بعدها از وجود زن بهره اقتصادی میبرد و نیروی بدنی او را استثمار میکند. پس معلوم میشود که اسلام فلسفهٔ مخصوص به خود دربارهٔ مهریه دارد. این مهریه و فلسفهاش را نباید با دیگر فلسفههای مهریه اشتباه گرفت و ایرادهایی که بر آن نظامها وارد است بر این نظام وارد دانست.
مهریه در فقه و قانون مدنی
مهر، نوعی الزام قانونی است که بر مرد تحمیل میشود و فقط زوجین میتوانند هنگام بستن عقد یا پس از آن مقدار مهر را با تراضی معین کنند. با جاری شدن عقد ازدواج بین زن و مرد، زن حق مهری را که در ضمن عقد مشخص شده پیدا میکند و همان موقع میتواند آن را طلب کند؛ اما تا زمانی که زفاف انجام نگرفته و پیش از آنکه مرد با این زن آمیزش کند، اگر به عللی عقد ازدواج به هم خورد و مرد زن را طلاق دهد، زن فقط نصف مهر را حق دارد و چنانچه از پیش همۀ مهر را گرفته باشد، باید نصف آن را برگرداند. این حکم از قرآن مجید و روایات ائمه اطهار و فتوای فقهای عظام به خوبی استفاده میشود.
بنابراین مهریه مالی است که به وسیلهٔ عقد ازدواج و در مقابل حق تمتع مرد، ( نیمی از آن به صورت مستقر و نیمی) به صورت متزلزل به ملکیت زن در میآید و با چهار چیز ملکیت آن ( به طور کامل) مستقر میشود: 1. مرتد شدن شوهر به ارتداد فطری. 2. مرگ شوهر. 3. نزدیکی . 4. مرگ زن ( بنا به قول مشهور).
