فلسفه و کارکرد مهریه چیست؟
برخلاف تصور بسیاری که مهریه را از ابداعات اسلام میدانند به قول حقوقدانها مسئله مهریه از قواعد امضایی اسلام است؛ یعنی اسلام وجود مهریه که قبلا رایج بوده را پذیرفته و درعین حال آن را اصلاح نیز کرده است؛ بنابراین تأثیر اسلام بر مهریه همانا تبدیل آن از امری مادی به امری معنوی بوده است.

قدیمی ترین قانونی که تا به حال درباره مهریه شناخته شده قانون حمورابی است. طبق مواد ۱۳۸ و ۱۳۹ قانون مزبور اگر زن عقیم بود و طلاق داده شود، شوهر مکلف است مهریه و جهیزیه وی را به وی بدهد و در صورتی که زن مهریه و جهیزیه نداشته ،باشد پرداخت مقدار یک من نقره به او ضروری است و هرگاه زن مرتکب ترک خانواده و یا اعمالی از این قبیل شود به لحاظ جرم ارتکابی شوهر از تسلیم مهریه و جهیزیه معاف است. با نظر به مراتب فوق معلوم میشود که قانون حمورابی با وضع مواد خاصی دربارهٔ مهریه آن را از احکام عقد نکاح تلقی کرده است.
از نوشته های زردشتی چنین برمی آید که وقتی مرد میخواست با دختری ازدواج کند مکلف بوده است افزون بر مالی که به دختر می داده مالی را نیز به پدر او بدهد. بدیهی است که پدر هم در مقابل این مال به دخترش جهیزیه می داد البته میزان مهریه و جهیزیه پادشاه زن و چاکرزن متفاوت بوده است. زن میتوانسته مهریه ای را که شوهر به او داده یا تعهد به تسلیم آن کرده است به او ببخشد؛ اما در صورتی که زن مهریه را میگرفت و بعدها عیبی مانند نازا بودن در او ملاحظه می شد حق زن نسبت به مهریه ساقط و شوهر مجاز به استرداد آن بوده است. در بابل قدیم نیز مهریه را به عنوان قیمت دختر به پدرش می پرداختند و اگر پدر از طبقه روحانی بود به مادر می رسید . در رم باستان ، ازدواج در دو شکل رسمی و غیررسمی انجام میشد که به دلیل رعایت نکردن مقررات مذهبی و قانونی، شکل غیر رسمی آن از آثار حقوقی و احکام، از جمله مهریه خالی بود؛ اما در شکل رسمی آن لازم بود برای نکاح ، هدایایی به زن تسلیم شود . وجاهت حقوقی زن در یونان قدیم کمتر از جایگاه او در روم بود؛ به طوری که مردان میتوانستند زن خود را به دیگری ببخشند یا او را به دوست خود قرض دهند؛ اما از جمله تشریفاتی که برای ازدواج در یونان صورت میگرفت ، این بود که پدر دختر بدون اخذ مبلغی پول یا هدیه از سوی داماد ، با انتقال حقوق خود نسبت به دختر و در نتیجه با ازدواج وی موافقت نمیکرد ۴ در کتاب مقدس تورات به قراردادن مهریه اشاره شده است . مهريه در آیین یهود عندالمطالبه ،نیست بلکه زمانی که نکاح انحلال یابد به زن پرداخت میشود مهریه اکنون نیز میان اسرائیلی ها از ارکان عقد نکاح به شمار میرود و تمامی فرقه های یهود نکاح بدون آن را باطل می دانند.
مهریه در میان پیروان دین مسیحیت رنگ وبوی کمتری دارد و علت آن شاید از این جهت است که اصولاً مسیحیان به دلیل مجرد ماندن حضرت عیسی ازدواج را امری مقدس نمیدانند و تاکید آنها بر تجرد است با این حال میتوان گفت در میان فرقه کاتولیک مهریه وجود ندارد و در فرقه پروتستان هیچ الزامی برای تعیین مهریه نیست؛ ولی با توافق زوجین و والدین آنها میتوان مهریه را تعیین و در نکاح نامه نیز تصریح کرد .
فلسفه مهریه
پدید آمدن ،مهریه نتیجه تدبیر ماهرانه ای است که در متن آفرینش برای تعدیل روابط زن و مرد و پیوند آنها به یکدیگر به کار رفته است مهریه از آنجا پیدا شده که در متن ،خلقت نقش هریک از زن و مرد در مسئله ،عشق، مغایر نقش دیگری است عرفاً این قانون را به سراسر هستی سرایت میدهند و میگویند قانون عشق جذب و انجذاب بر سراسر موجودات و مخلوقات حکومت میکند با این خصوصیت که موجودات و مخلوقات از لحاظ اینکه هر موجودی وظیفهٔ خاصی را باید ایفا کند، متفاوت اند؛ سوز در یکجا و ساز در جای دیگر قرار داده شده است .
قانون خلقت، جمال، غرور و بی نیازی را در جانب زن و نیازمندی و طلب را در جانب مرد قرار داده است ضعف زن در مقابل نیرومندی بدنی مرد به همین وسیله تعدیل شده است و همین جهت موجب شده که همواره مرد از زن خواستگاری کند. طبق گفته جامعه شناسان، هم در دوره مادرشاهی و هم در دوره پدرشاهی - اگر واقعا چنین دوره هایی وجود داشته باشد، مرد به سراغ زن میرفته است. زن در مقابل شهوت خود دارتر آفریده شده و این ویژگی همواره به او فرصت داده است که در پی مرد نرود و زود تسلیم او نشود برعکس مرد را واداشته است که به زن اظهار نیاز کرده و برای جلب رضای او اقدام کند یکی از آن اقدامات این بوده که برای جلب رضای او و به احترام موافقت او هدیه ای نثار او کند.
مهریه با حیا و عفاف زن هم ریشه است. زن به الهام فطری دریافته است که عزت و احترام او به این است که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شیرین .بفروشد همین ها سبب شده است که مجنون ها را در پی لیلی ها بدواند و آنگاه که تن به ازدواج با مرد می دهد، عطیه و پیشکشی از او به عنوان نشانه ای از صداقت اش دریافت دارد. از نظر کسانی که قدرت را فقط در زور بازو میشناسند و تاریخ روابط زن و مرد را یکسره ظلم و استثمار مرد می بینند باوری نیست که زن این موجود ضعیف و ظریف ، بتواند این چنین افراد جنس خشن و نیرومند را به جان یکدیگر بیندازد؛ اما اگر کسی اندکی با تدابیر ماهرانه خلقت و قدرت عجیب و مرموز زنانه آشنا باشد میداند که این چیزها عجیب نیست و تأثیر زن در ،مرد از تأثیر مرد در زن .بیشتر .است مرد بسیاری از هنرنمایی ها و شجاعتها و دلاوریها و نبوغ ها و شخصیتهای خود را مدیون زن و خودداری های ظریفانه زن است؛ مدیون حیا و عفاف زن است؛ مدیون شیرین فروشی زن .است . زن همیشه مرد را میساخته است و مرد اجتماع را. آن گاه که حیا و عفاف و خودداری زن از میان برود و زن بخواهد در نقش مرد ظاهر شود اول به زن مُهر باطل می خورد و در پی آن، مرد، مردانگی خود را فراموش میکند و در نهایت اجتماع منهدم می شود.
همان قدرت زنانه که توانسته در طول تاریخ شخصیت خود را حفظ کند و در پی مرد نرود مرد را به عنوان خواستگار به آستان خود بکشاند مردان را به رقابت و جنگ با یکدیگر دربارۀ خود وادارد و آنها را تا سرحد کشته شدن ببرد حیا و عفاف را شعار خود قرار دهد، بدن خود را از چشم مرد مستور نگه دارد و خود را اسرار آمیز جلوه دهد الهام بخش مرد و خالق عشق او باشد هنرآموز و شجاعت بخش و نبوغ آفرین او واقع شود در او حس تغزّل و ستایشگری پدید آورد و او به فروتنی و خاکساری و ناچیزی خود در مقابل زن به خود ،بالد همان قدرت توانسته است مرد را وادارد که هنگام ازدواج عطیهای به نام «مهریه» تقدیم او کند.
بنابراین مهریه قیمت زن نیست؛ نگاه و تلقی برخی درباره مهریه برگرفته از اندیشهٔ غلطی است که مهریه را قیمت زن میدانند و میپندارند مرد در مقابل مالی که به همسرش میدهد، مالک او میشود؛ چنان که برخی افزایش قیمت مهریه را نشانه توجه به ارزش اجتماعی زن میدانند این کار شبیه بالا بردن قیمت کالاست که نشانه ارزش تجاری آن است.
در عصر جاهلیت نظر به اینکه برای زنان ارزشی قائل نبودند، اغلب مهریه را که حق مسلم زن بود در اختیار اولیای آنها قرار میدادند و آن را ملک مسلم آنها میدانستند. گاهی نیز مهریه زن را ازدواج زن دیگری قرار میدادند؛ این گونه که مثلاً ،برادری خواهر خود را به ازدواج دیگری در میآورد که او هم در مقابل خواهر خود را به ازدواج وی درآورد و مهریه این دو زن همین بود اسلام بر همه این رسوم ظالمانه، خط بطلان کشید و مهریه را به عنوان حق ،مسلم به زن اختصاص داد.
قرآن کریم از مهریه به ،بخشش هدیه و پیشکش یاد میکند. در فقه نیز عبارتی که در عقد ازدواج به کار برده میشود چنین است: « زَوَجتُک فُلانه على مهر»؛ یعنی فلان دختر را به ازدواج تو درآوردم «براساس» و نه به ازای فلان قدر مهریه؛ زیرا عوض و بدل ندارد، بلکه شرط ضمن عقد است؛ از این رو فقها بر این امر هم نظرند که اگر مهریه بنا به دلایلی باطل ،باشد عقد صحیح است و مهرالمثل در نظر گرفته میشود این امر دلیل آن است که مسئله مهریه مستقیماً جزء عقد زناشویی نیست بلکه از شروط و توابع و ملحقات آن است.
نکته دیگری که در زمینهٔ مهریه میتوان گفت این است که مرد و زن هر دو از زندگی زناشویی به طور یکسان سود میبرند؛ ولی نمیتوان انکار کرد که در صورت جدایی زن و مرد زن متحمل خسارت بیشتری خواهد شد؛ زیرا اولاً مرد طبق استعداد خاص ،بدنی معمولاً در اجتماع نفوذ و تسلط بیشتری دارد هر چند بعضی میخواهند این حقیقت روشن را انکار کنند اما وضع زندگی اجتماعی بشر حتی در جوامع غربی - که زنان به اصطلاح از آزادی کامل برخوردارند - نشان میدهد که مشاغل پردرآمد بیشتر در دست مردان است؛
ثانیاً مردان برای انتخاب همسر ،مجدد امکانات بیشتری دارند؛ ولی زنان بیوه به ویژه با گذشت قسمتی از عمر آنها و از دست رفتن سرمایه جوانی و زیبایی امکاناتشان برای انتخاب همسر ،جدید کمتر است.
با توجه به این موارد روشن میشود که امکانات و سرمایه ای که زن با ازدواج از دست میدهد بیش از مرد است در واقع مهریه چیزی برای جبران خسارت وارده برزن و وسیله ای برای تأمین زندگی آینده اوست افزون براین مسئله مهریه معمولاً ترمزی در برابر تمایلات مرد نسبت به جدایی و طلاق است. درست است که مهریه از نظر قوانین اسلام با برقرار شدن پیمان ازدواج بر عهده مرد است و زن هر زمان بخواهد حق مطالبه آن را دارد، ولی چون معمولاً به صورت بدهی بر گردن مرد میماند هم اندوخته ای برای آینده زن است و هم پشتوانه ای برای حفظ حقوق او و از هم نپاشیدن پیمان زناشویی البته این موضوع هرچند در اغلب موارد صادق است اما استثناهایی هم دارد.
بنابراین به طور خلاصه می توان گفت:
1. مهریه تجلی فطرت و طبیعت است: هدیه دادن به محبوب برای نشان دادن محبت و دلبستگی امری فطری و طبیعی است که معمولاً از سوی کسی که پیش قدم شده و خواستگار است، ارائه می شود. این امر در میان برخی دیگر از موجودات نیز رایج است. مثلاً چلچله دریایی با تقدیم یک ماهی به خواستگاری میرود و قبول این ماهی از سوی جنس ماده به معنای موافقت با ازدواج است.
2. مهریه، قانون عشق و جذب است: مرد از نظر آفرینش مظهر طلب ، عشق و تقاضا و زن مظهر محبوب و معشوق بودن است. مهریه از جانب مرد اظهار عشق و محبت فوق العاده برای زن است که حتی فراتر از بخشش و هدیه های معمولی است.
3.مهریه باعث بقای خانواده و مانع فروپاشی آن است: برخی مردان هوس بازگاه بدون هیچ دلیلی همسر خود را ترک و زن دیگری را که جوان تر و بانشاط تر است انتخاب میکنند مهریه مانعی در مقابل این هوسرانی هاست.
4.مهریه باعث تعادل اقتصادی است : هرچند زن استقلال مالی و اقتصادی داشته باشد ولی به طور معمول ابتکار عمل به دست مردان است و در صورت جدایی احتمال اینکه زن بدون پشتوانه اقتصادی بماند، بسیار زیاد است مهریه یک نوع احساس امنیت اقتصادی و پشتوانه برای زن است .
